پیام مازند

آخرين مطالب

40 سالگی انقلاب اسلامی/12

برگی از خاطرات یک مبارز انقلابی مقالات

برگی از خاطرات یک مبارز انقلابی
  بزرگنمايي:

پیام مازند - سید حسن جلالی موسوی از جمله مبارزان دوران پیش از پیروزی انقلاب اسلامی است که به همراه تعدادی زیادی از جوانان و دوستان خود در تهران شجاعانه در برابر ایادی پهلوی ایستاد و با اینکه بارها دستگیر و شکنجه شد اما با حمایت از بنیانگذار انقلاب اسلامی و بزرگانی چون مقام معظم رهبری و شهید مطهری از آرمان و هدف خود روی برنگرداند.
وی که اصالتا اهل یکی از روستاهای نوشهر و متولد 1340 است در سال های نوجوانی و جوانی یعنی سال های 54 تا 57 برای کار به تهران رفت و در همان زمان ها پس از آشنایی با افکار و اهداف بینانگذار انقلاب اسلامی به عنوان یک مبارز فعالیت خود را آغاز کرد.
*نحوه آشنایی با آرمان های امام
جلالی موسوی  درباره چگونگی آشنایی خود با آرمان های امام خمینی گفت: در شاه آباد تهران، چهار راه امین الدوله یک کارگاه تولید لباسی در نزدیکی سینما قرار داشت که مسئولش آقایی بنام کرامتی اهل جماران بود، من تا آن زمان یعنی سال 55 هیچ پیش زمینه ای از امام خمینی و انقلاب نداشتم، یک روز که رفتم تا نهاری برای کرامتی بگیرم آقایی زیر غذا نامه ای گذاشت تا تحویل کرامتی دهم و به منگفت به هیچ عنوان به پاکت نگاه نکنم.
وی ادامه داد: اولین استارت آشنایی من با انقلاب اسلامی و امام خمینی از همان جا یعنی در سال 55 زده شد زیرا کرامتی پس از اینکه به صداقت من در باز نکردن نامه پی برد مرا کم کم با پیام نامه و امام خمینی آشنا کرد که ایشان روحانی هستند و فعلا در عراق بسر می برند و از آن زمان من به عنوان پیک، نامه های امام را از طرف کرامتی به جاهای مختلف می بردم.
این مبارز دوران انقلاب اسلامی گفت: کرامتی این هشدار را به من داد که ماموران پهلوی نباید از محتویات نامه ها آگاه شوند زیرا ممکن است منجر به دستگیری من شود و این موضوع اشتیاق مرا بیشتر کرد و از آن پس کم کم تهران شلوغ و حرکات مردمی و تجمعات شروع شد.
*از شکنجه تا صدور حق تیر
جلالی موسوی با بیان اینکه پس ازتهران سایر شهرها از جمله اصفهان،مشهد و تبریز نیز شلوغ شد، تصریح کرد: خیابانی که بودیم از بهارستان به سمت میدان جمهوری می رفت که بین بهارستان و چهار راه مخبرالدوله میدان اصلی بود و نسبت به سایر قسمت ها شلوغ تر؛ من هرروز در تظاهرات شرکت می کردم و به دلیل فعالیت هایی که داشتم کلانتری بهارستان مرا شناخته بود و پس از مدتی مرا دستگیر کردند و حسابی کتکم زدند و مرا تهدید کردند که از این پس هرجایی دیده شوم با تیر می می زنند.
وی افزود: از آنجایی که جوانی کم وزن و فوتبالیست هم بودم همواره در صف اول قرار می گرفتم و باید گفت در زمان شاه خیلی جرات می خواهد که در صف اول بود و تصاویر این موضوع هم موجود است.
این مبارز دوران انقلاب با بیان اینکه پس از مدتی جای مرا تغییر دادند، خاطر نشان کرد: برای مدت کوتاهی به ساختمان پلاسکو رفتم و از آنجایی که به بهارستان نزدیک بود بازهم شناسایی شدم،کتک خوردم و همانند دفعات گذشته کرامتی به کمکم آمد و آزادم کرد و طبق سفارش وی و برای اینکه کمتر در معرض دید ماموران باشم به ساختمان الوند رفتم.
جلالی موسوی اضافه گرد: در طبقه چهارم این ساختمان نزد آقایان دهنادی و خاکی کار می کردم،در طبقه سوم انتشاراتی فخرالدین حجازی که چند سال نماینده مجلس بود قرار داشت.
وی گفت: در این انتشارات با علمایی همچون شهید مفتح ، شهید مطهری ، ناطق نوری و هادی غفاری آشنا شدم که تاثیرات زیادی بر من داشت.
این مبارز ادامه داد: مقام رهبری که از همان زمان به ایشان علاقه داشتم هرجا سخنرانی داشتند می رفتم و پای سخنرانی ایشان می نشستم، ایشان به قدری شیوا سخن می گفتند که همه را مجذوب می کردند.
*لحظه خاطره انگیز ورود امام به ایران
جلالی موسوی افزود: فخرالدین حجازی به عنوان یک معلم قیام مردم تهران را به من آموخت که علت حرکت چیست و چه تحولی قرار است ایجاد شود.
وی با اشاره به اینکه در زمان آمدن امام خمینی حضور داشتم و هیچ وقت خاطرات آن روزها از یادم نمی رود، ابراز کرد: با اینکه آمدن امام چند روز به تاخیر افتاده بود اما در روز 12 بهمن از فرودگاه تا بهشت زهرا جمعیت چند میلیونی موج می زد و امام اولین جایی که رفتند بهشت زهرا بود.
انتهای پیام


نظرات شما

ارسال دیدگاه

Protected by FormShield