شنبه ۸ شهريور ۱۴۰۴
اجتماعی

شام خونین در جنگل‌های رامسر؛ روایت دلهره‌آور حمله پلنگ به جوان روستایی

شام خونین در جنگل‌های رامسر؛ روایت دلهره‌آور حمله پلنگ به جوان روستایی
پیام مازند - تسنیم / سکوت جنگل‌های دالخانی رامسر با فریادهای جوانی ۲۱ ساله شکست؛ محمد، در حالی‌که همراه پدرش در مسیر روستای گلین بود، ناگهان طعمه حمله پلنگی بزرگ شد. زخمی و ...
  بزرگنمايي:

پیام مازند - تسنیم / سکوت جنگل‌های دالخانی رامسر با فریادهای جوانی 21 ساله شکست؛ محمد، در حالی‌که همراه پدرش در مسیر روستای گلین بود، ناگهان طعمه حمله پلنگی بزرگ شد. زخمی و خون‌آلود، خودش را تا روستا رساند و پس از امدادرسانی اولیه به بیمارستان رامسر انتقال یافت.
غروب پنجشنبه در جنگل‌های بکر و مه‌آلود بخش دالخانی، ماجرایی هولناک رقم خورد که اهالی روستاهای اطراف را به شوک فرو برد. محمد، جوانی 21 ساله از روستای گَلیَن، به همراه پدرش و چند نفر از دوستانشان راهی دل طبیعت شده بودند. مسیر پرپیچ‌وخم جنگل، سکوت سنگین و آسمان نیمه‌تاریک، نوید شبی عادی را می‌داد؛ اما در چند لحظه همه‌چیز تغییر کرد.
موتورسیکلت پدر در میانه راه دچار نقص فنی شد. توکل شیریان، پدر محمد، از پسر خواست مسیر را با موتورسیکلت خودش ادامه دهد تا او سرگرم تعمیر وسیله شود. محمد سرش را تکان داد، خداحافظی کوتاهی کرد و در میان درختان گم شد؛ بی‌خبر از اینکه چند دقیقه بعد با یکی از خطرناک‌ترین شکارچیان البرز شمالی روبه‌رو خواهد شد.
دقایقی نگذشته بود که تلفن پدر به صدا درآمد. آن سوی خط صدای لرزان یکی از دوستان شنیده شد: «توکل! پلنگ به محمد حمله کرده!»
پدر خشکش زد. باورش نمی‌شد. قلبش به تپش افتاد و دست‌هایش لرزید. همان لحظه با پسرش تماس گرفت اما دوستان هشدار دادند به سمت محل حادثه نرود، چراکه پلنگ هنوز در همان حوالی پرسه می‌زد و خطر تکرار حمله وجود داشت.
محمد، زخمی و خون‌آلود، با تمام توان برای نجات جان خود جنگید. پنجه‌ها و دندان‌های پلنگ جراحتی عمیق بر ران پایش برجای گذاشته بود، اما او تسلیم نشد. با همان حال وخیم خود را به روستای گَلیَن رساند. اهالی وقتی او را در آن وضعیت دیدند، بلافاصله دست به کار شدند و او را به پایگاه امداد و نجات جنت‌رودبار انتقال دادند.
در پایگاه، چند آمپول کزاز به او تزریق شد، اما عمق زخم‌ها آنقدر شدید بود که نیروهای امداد تصمیم گرفتند سریعاً محمد را به بیمارستان امام سجاد (ع) رامسر منتقل کنند.
دکتر ندیمی، رئیس این بیمارستان، در گفت‌وگو با خبرنگار تسنیم گفت: محمد پس از حادثه بلافاصله به بخش جراحی منتقل شد. خوشبختانه حال عمومی او خوب است اما به دلیل عمق جراحت در ناحیه کشاله ران، لازم است مدتی تحت مراقبت ویژه باشد و جراحان او را معاینه کنند.
پدر حادثه‌دیده، در حالی‌که هنوز آثار ترس و نگرانی در چهره‌اش پیداست، لحظات تلخ ماجرا را چنین روایت می‌کند: وسط جنگل بودیم که موتورسیکلت من خراب شد. به محمد گفتم تو برو جلو، من موتور را درست می‌کنم. بعد از مدتی خبر رسید که پلنگ به او حمله کرده. وقتی با خودش تماس گرفتم، گفت نیا، چون ممکن است پلنگ دوباره برگردد. خدا را شکر با سختی خودش را به روستا رساند.
به گفته محمد، پلنگ مهاجم جثه‌ای بزرگ و بالغ داشت؛ حیوانی که حضورش در جنگل‌های مازندران نشانه‌ای از حیات‌وحش زنده و قدرتمند منطقه است، اما در عین حال یادآور خطری جدی برای ساکنان و گردشگران محسوب می‌شود.
اکنون، محمد در بیمارستان دوران درمانش را می‌گذراند و خانواده‌اش لحظه‌شماری می‌کنند تا سلامتی کامل او بازگردد. اما این حادثه بار دیگر پرسشی جدی را پیش روی مردم و مسئولان گذاشته است: چگونه می‌توان میان حفاظت از گونه‌های ارزشمند حیات‌وحش مانند پلنگ و امنیت جوامع محلی تعادلی ایجاد کرد؟


نظرات شما