پیام مازند - شیخ فضلالله نوری از علمای مشروطه در مردادماه ۱۲۸۸ به جرم پافشاری بر مشروطه مشروعه به شهادت رسید.
به گزارش خبرگزاری صدا و سیمای مازندران؛ در ۱۴ مرداد سال ۱۲۸۵، فرمان برقراری حکومت مشروطه در ایران از سوی مظفرالدین شاه قاجار صادر شد. علمای نجف در آن زمان، به دلیل دوری از ایران، بیشتر بر جنبههای نظری موضوع تمرکز داشتند و معتقد بودند که منظور از سلطنت مشروط، سلطنتی است که به اسلام محدود میشود.
اما علمای داخل کشور، به ویژه شیخ فضل الله (رحمه الله علیه)، مشاهده میکردند که برخی از این فضا، سوء استفاده کرده و سلطنت مشروطه را به معنای سلطنت صرفا مشروط به رأی مردم تفسیر میکنند.
به همین دلیل، افرادی مانند شیخ فضل الله نوری (رحمه الله علیه) متوجه شدند که این جنبش از مسیری که مدنظرشان بود، منحرف شده است.
آنها از ابتدا میخواستند که احکام اسلام در چارچوب مشروطیت اجرا شود و نفوذ دشمنان از کشور اسلامی قطع گردد؛ اما با انحراف این جنبش، دشمنان در آن نفوذ کردند و این موضوع میتوانست به معنای به حاشیه رفتن احکام اسلامی باشد.
شیخ فضلالله معتقد بود که قانونگذاری و اداره جامعه باید در چارچوب شریعت اسلامی انجام شود و هشدار میداد که نفوذ برخی جریانهای فکری و سیاسی ممکن است اهداف اولیه نهضت را تغییر دهد
با تلاشهای شیخ فضل الله نوری (رحمه الله علیه) مادهای در آن زمان به تصویب رسید که طبق آن، پنج نفر از علمای برجسته باید در مجلس حضور داشته باشند تا مصوبات مجلس را بررسی کنند و در صورت مغایرت هر یک از آنها با شرع، آن را باطل کنند.
این اقدام، خدمت بزرگی از سوی شیخ فضل الله نوری (رحمه الله علیه) بود تا نهضت مشروطیت به طور کامل به دست غرب گرایان نیفتد و از مسیر اسلامی منحرف نشود. از همین نقطه بود که مفهوم مشروطه مشروعه در مقابل مشروطه مطلقه مطرح شد.
شیخ فضلالله نوری توسط نیروهای مشروطهخواه در سال ۱۲۸۸ هجری شمسی،بازداشت و محاکمه شد. سرانجام حکم اعدام او صادر گردید و ۹ مرداد ماه همان سال در میدان توپخانه تهران به دار آویخته شد. برای بسیاری از طرفدارانش، این واقعه نمادی از مظلومیت یک عالم دینی و نتیجه فضای پرالتهاب، تبلیغات گسترده و قضاوتهای شتابزده آن دوران به شمار میآید.
شهادت شیخ فضلالله نوری یک درس مهم برای همه جوامع دارد: هنگامی که فضای عمومی تحت تأثیر هیجان، شعارزدگی، تخریب شخصیت و عوامفریبی قرار گیرد، امکان دارد حقیقت در میان غوغای تبلیغات گم شود. در چنین شرایطی، افراد به جای آنکه بر اساس بررسی دقیق و انصاف قضاوت شوند، به نمادهای دشمنی و نفرت تبدیل میشوند.
ماجرای شیخ فضلالله نوری، هشداری است درباره خطر عوامفریبی، شایعهسازی و قضاوتهای احساسی. جامعهای که آگاهی، تفکر انتقادی و انصاف را کنار بگذارد، ممکن است در برابر تبلیغات و فضاسازیها آسیبپذیر شود و تصمیمهایی بگیرد که بعدها از آنها با حسرت یاد کند.
ماجرای شهادت شیخ فضلالله نوری و سکوت بخشهایی از جامعه در برابر آن، از حوادث عبرتآموز تاریخ معاصر ایران به شمار میآید. این واقعه نشان میدهد که اگر مردم در برابر ظلم، بیعدالتی و حذف شخصیتهای اثرگذار جامعه بیتفاوت بمانند، ممکن است زمینه برای تکرار فجایع مشابه در آینده فراهم شود.
دیوارگر گزارش می دهد.
کد ویدیو دانلود فیلم اصلی