پیام مازند - ساری- لفور در مازندران به میدان آزمون مدلی تبدیل شده که حفاظت جنگل، مشارکت مردم، معیشت محلی و مدیریت سیلاب را همزمان دنبال میکند.
خبرگزاری مهر؛ گروه استانها: در میانه جنگلهای لفور، مسئله منابع طبیعی دیگر تنها حفاظت از درختان و مقابله با تخریب خلاصه نمیشود. اینجا آب و خاک، جنگل، اقتصاد محلی، دامداری، بهرهبرداری عرفی و زندگی جوامعی که سالها در کنار جنگل زیستهاند، همه به یکدیگر متصل هستند و تصمیم درباره هر کدام، بر دیگری اثر میگذارد.
لفور در دل جنگلهای هیرکانی قرار گرفته؛ پهنهای که ارزش طبیعی آن تنها به مرزهای یک منطقه محدود نیست و حفاظت از آن بخشی از مسئولیت مدیریت منابع طبیعی کشور به شمار میرود. با این حال، حفاظت پایدار از جنگل بدون توجه به جوامعی که در پیرامون آن زندگی میکنند، موضوعی است که سالها محل بحث بوده است.
حالا سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور میخواهد در لفور تجربهای را دنبال کند که در آن مردم محلی نه فقط مخاطب تصمیمات دولتی، بلکه یکی از بازیگران اصلی مدیریت سرزمین باشند. طرح مشارکتی حوزه آبخیز لفور در همین چارچوب در مسیر اجرا قرار گرفته و قرار است نقش ذینفعان محلی در آن پررنگ باشد.
در سوی دیگر ماجرا، سیلابهای اخیر مازندران نیز بار دیگر اهمیت مدیریت حوزههای آبخیز را نشان داده است. مسئولان منابع طبیعی میگویند ارزیابی خسارتها در حال انجام است و توسعه طرحهای آبخیزداری میتواند در کاهش خسارتهای پاییندست نقش داشته باشد.

به این ترتیب، لفور اکنون در نقطه تلاقی چند مسئله قرار گرفته است؛ حفاظت از جنگل هیرکانی، استفاده پایدار از ظرفیتهای طبیعی، تأمین منافع جوامع محلی و تقویت اقدامات آبخیزداری. همین ترکیب، این منطقه را به یکی از نقاط قابل توجه برای اجرای الگوی جدید مدیریت منابع طبیعی تبدیل کرده است.
لفور؛ پایلوتی برای هیرکانی
حمید نوری، مدیرکل دفتر آبخیزداری و حفاظت خاک سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور، در گفت وگو با خبرنگار مهر با اشاره به قرار گرفتن لفور در محدوده جنگلهای هیرکانی اظهار کرد: یکی از قدیمیترین تجربههای مدیریت جامع حوزه آبخیز کشور در این منطقه مورد توجه قرار گرفته و گفتوگو با مردم میتواند زمینه تبدیل اختلافنظرها به فرصت را فراهم کند.
وی افزود: مدیریت جامع حوزه آبخیز مجموعهای از مؤلفههای حفاظت از آب و خاک، اکوسیستم و فرهنگ را در کنار یکدیگر دنبال میکند و در نهایت موضوع معیشت جوامع محلی و پایدارسازی اقتصاد آنان نیز باید مورد توجه قرار گیرد.
نوری با اشاره به ظرفیتهای موجود در لفور ادامه داد: تجربههای ارزشمند این منطقه باعث شده لفور به عنوان یکی از ایستگاههای مهم پایلوت میراث جهانی هیرکانی مورد توجه قرار گیرد و این تجربه برای معرفی شیوه حفاظت از سرزمین با مشارکت جوامع محلی قابل استفاده باشد.
مدیرکل دفتر آبخیزداری و حفاظت خاک سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور همچنین از برنامهریزی برای برگزاری دورههای آموزشی و نشستهای تخصصی در منطقه خبر داد و گفت که بازدیدهای علمی و گردشگری علمی نیز در کنار حفاظت و توسعه جنگل مورد توجه قرار خواهد گرفت.
اهمیت این اظهارات در آن است که لفور قرار نیست صرفاً یک پروژه محلی باقی بماند. اگر تجربه مشارکت مردم در حفاظت از جنگل بتواند به یک سازوکار اجرایی پایدار تبدیل شود، این منطقه میتواند به عنوان نمونهای برای بررسی امکان اجرای چنین رویکردی در دیگر مناطق هیرکانی مورد استفاده قرار گیرد.

اما تبدیل شدن به «الگو» صرفاً با انتخاب یک منطقه به عنوان پایلوت اتفاق نمیافتد. نقطه اصلی آزمون از جایی آغاز میشود که طرح روی زمین اجرا شود و مشخص شود جوامع محلی چه نقشی خواهند داشت، منافع چگونه توزیع میشود و حفاظت از منابع طبیعی با چه سازوکاری در کنار نیازهای اقتصادی مردم قرار میگیرد.
نسخه آبخیزداری برای سیلاب
در روزهایی که بخشهایی از مازندران شاهد سیلابهای مخرب بوده است، توجه به آبخیزداری بار دیگر افزایش یافته است. روانآبهایی که از ارتفاعات به سمت مناطق پاییندست حرکت میکنند، در صورت نبود اقدامات مناسب میتوانند خسارتهای قابل توجهی به راهها، تأسیسات، زمینهای کشاورزی و سکونتگاهها وارد کنند.
مدیریت آبخیز از همین منظر تنها یک اقدام پس از وقوع سیلاب نیست؛ رویکردی است که هدف آن کنترل روانآب، حفاظت خاک و کاهش اثرات مخرب جریان آب در پاییندست است. مسئولان منابع طبیعی نیز بر ضرورت افزایش سرعت اجرای این پروژهها در استان تأکید دارند.
حسن وحید، معاون آبخیزداری، امور مراتع و بیابان سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور، با اشاره به سیلابهای اخیر مازندران اظهار کرد: این سیلابها خسارتهایی در استان به همراه داشته و ارزیابی میزان خسارتها در حال انجام است.
وی در گفت وگو با خبرنگار مهر افزود: یکی از اقدامات مهمی که در حوزه منابع طبیعی میتواند به مدیریت سیلاب کمک کند، اجرای پروژههای آبخیزداری است و ارزیابیهای انجامشده نشان میدهد در مناطقی که این اقدامات اجرا شده، معمولاً خسارت کمتری به پاییندست وارد شده است.
وحید از برنامهریزی برای شتاب بخشیدن به اجرای پروژههای آبخیزداری در مازندران خبر داد و گفت: برای ادامه این اقدامات در استان، حدود ۱۵۰ میلیارد تومان اعتبار در نظر گرفته شده است.
به گفته معاون آبخیزداری، امور مراتع و بیابان سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور، اجرای این برنامهها قرار است در مناطق مختلف مازندران از شرق تا غرب دنبال شود.
اما آبخیزداری در لفور را نمیتوان از جنگل جدا کرد. وضعیت پوشش گیاهی، خاک و نحوه مدیریت منابع طبیعی در بالادست، همگی در رفتار آب و میزان روانآب اثر دارند. بنابراین هر برنامهای که برای کاهش خسارت سیلاب طراحی میشود، ناگزیر با مسئله حفاظت از سرزمین و مدیریت جنگل ارتباط پیدا میکند.

اینجاست که مدیریت جامع حوزه آبخیز اهمیت خود را نشان میدهد؛ رویکردی که تلاش میکند اجزای مختلف یک حوزه را جدا از یکدیگر نبیند و برای آب، خاک، جنگل، اقتصاد محلی و جامعه پیرامون آن برنامهای هماهنگ تعریف کند.
مردم؛ از بهرهبردار تا شریک مدیریت
با حذف بهرهبرداری چوبی از جنگلها، مسئله رابطه میان جنگل و جوامع محلی وارد مرحله تازهای شده است. مردمی که پیش از این از ظرفیتهای مختلف جنگل استفاده میکردند، اکنون باید در چارچوبی جدید با منابع طبیعی ارتباط داشته باشند؛ چارچوبی که هم حفاظت را تضمین کند و هم ظرفیتهای اقتصادی و اجتماعی منطقه را نادیده نگیرد.
در لفور، تعاونیهای جنگلنشین، دامداران، بهرهبرداران عرفی و دیگر ذینفعان محلی بخشی از این معادله هستند. طرح مشارکتی حوزه آبخیز قرار است زمینه حضور این گروهها را در روند اجرای برنامه فراهم کند.
کامران پورمقدم، معاون امور جنگل سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور، در جریان این سفر با اشاره به دیدار با اعضای تعاونیهای جنگلنشین، بهرهبرداران عرفی، دامداران و مجریان منطقه گفت: طرح مشارکتی حوزه آبخیز لفور در ابتدای مسیر اجرا قرار دارد و فرآیند اجرایی آن آغاز شده است.
وی افزود: در این مرحله، موضوعات مربوط به مشارکت ذینفعان در اجرای طرح بررسی شده و تلاش بر این است که تمام ابعاد اجرایی پیشبینیشده در سند طرح مورد توجه قرار گیرد.
پورمقدم تأکید کرد: باید همه ذینفعان از منافع اجرای طرح برخوردار شوند و در حفظ، احیا و توسعه جنگلهای منطقه نقش داشته باشند.
وی با اشاره به ظرفیت جنگلداری اجتماعی ادامه داد: هدف این است که در قالب مدیریت جامع حوزه آبخیز، مشارکت جوامع محلی و جنگلنشینان در مدیریت جنگل تقویت شود.
معاون امور جنگل سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور همچنین به تکلیف سازمان بر اساس ماده ۳۶ برنامه هفتم پیشرفت برای اجرای طرحهای نوین جنگلداری اشاره کرد و گفت: مدیریت مشارکتی یکی از محورهای مهم این طرحها و مدیریت پایدار جنگل است.
به گفته پورمقدم، در حوزه لفور ظرفیتهای اقتصادی و اجتماعی قابل توجهی وجود دارد، اما در زمینه مدیریت جامع حوزه آبخیز نیز اختلافنظرهایی میان ذینفعان وجود دارد که باید از طریق گفتوگو در سطح محلی، استانی و ملی حل شود.
این بخش از ماجرا شاید مهمترین قسمت آزمون لفور باشد. مشارکت زمانی از یک شعار مدیریتی به یک مدل اجرایی تبدیل میشود که مردم بدانند در طرح چه جایگاهی دارند، مسئولیت آنها چیست و نتیجه حضورشان چگونه سنجیده خواهد شد.
از سوی دیگر، دستگاههای دولتی نیز باید بتوانند میان خواستههای مختلف تعادل ایجاد کنند؛ از یک طرف مأموریت قانونی حفاظت از منابع طبیعی را بر عهده دارند و از سوی دیگر باید زمینه مشارکت گروههایی را فراهم کنند که زندگی و اقتصادشان با این سرزمین پیوند خورده است.
یک الگو در انتظار آزمون واقعی
لفور امروز بیش از آنکه یک مقصد برای بازدید مسئولان باشد، به محلی برای آزمودن یک ایده مدیریتی تبدیل شده است؛ ایدهای که میگوید حفاظت از جنگل زمانی میتواند دوام بیشتری داشته باشد که جامعه محلی نیز خود را در قبال آینده آن مسئول بداند.

البته فاصله میان «طرح» و «نتیجه» کم نیست. انتخاب مجری، تعیین حدود مشارکت، نحوه بهرهمندی ذینفعان، نظارت بر اجرای تعهدات و ارزیابی آثار زیستمحیطی و اجتماعی، مراحلی هستند که موفقیت یا ناکامی هر مدل مشارکتی در عمل مشخص میکنند.
از همین رو، تجربه لفور باید در طول زمان سنجیده شود؛ نه فقط با میزان اجرای پروژهها، بلکه با شاخصهایی مانند وضعیت پوشش جنگلی، کاهش تخریب، مشارکت واقعی مردم، حفظ منابع آب و خاک، آثار اقتصادی برای جامعه محلی و میزان کاهش تعارض میان دستگاههای اجرایی و ذینفعان.
اگر این تجربه بتواند میان این مؤلفهها ارتباطی عملی ایجاد کند، آنگاه سخن گفتن از تعمیم مدل لفور به دیگر مناطق هیرکانی معنای بیشتری پیدا خواهد کرد. در غیر این صورت، عنوان پایلوت به تنهایی نمیتواند یک تجربه محلی را به الگوی ملی تبدیل کند.
پایان راه، آغاز یک سنجش است
آنچه اکنون در لفور آغاز شده، در واقع آزمون رابطهای تازه میان دولت، مردم و طبیعت است؛ رابطهای که در آن حفاظت از جنگل نباید در مقابل معیشت محلی قرار گیرد و توسعه اقتصادی نیز نباید به قیمت تضعیف منابع طبیعی تمام شود.
همزمانی این طرح با برنامههای توسعه آبخیزداری در مازندران نیز فرصتی فراهم کرده است تا ارتباط میان اقدامات بالادست و پیامدهای آن در پاییندست بهتر دیده شود. اعتبار پیشبینیشده برای پروژههای آبخیزداری، در کنار برنامه مدیریت مشارکتی جنگل، میتواند زمینهای برای بررسی همزمان دو مسئله مهم استان یعنی حفاظت سرزمین و کاهش خسارتهای ناشی از سیلاب فراهم کند.
حالا نگاهها به مرحله اجرا دوخته شده است؛ جایی که باید مشخص شود گفتوگوهای انجامشده در لفور تا چه اندازه میتواند به تصمیمهای مشترک، مسئولیتپذیری متقابل و حفاظت واقعی از جنگل منجر شود. آینده این تجربه نه در جلسات اداری، بلکه در دل همان جنگلی تعیین خواهد شد که قرار است هم برای مردم امروز و هم برای نسلهای آینده حفظ شود.