پیام مازند - میانِ حقیقتِ محض و دروغِ محض، قلمروِ خطرناکی وجود دارد که رسانههای هوشمند در آن حکمرانی میکنند؛ جایی که حقایق نه بر اساسِ واقعیت بلکه در اندازهٔ مشتِ رسانه و برایِ ماندنِ مخاطب در این حصار منتشر میشود.
میانِ حقیقتِ محض و دروغِ محض، قلمروِ خطرناکی وجود دارد که رسانههای هوشمند در آن حکمرانی میکنند؛ جایی که حقایق نه بر اساسِ واقعیت بلکه در اندازهٔ مشتِ رسانه و برایِ ماندنِ مخاطب در این حصار منتشر میشود.

به گزارش خبرگزاری صداوسیمای مازندران ، رسانههای حرفه ای میدانند اگر مخاطبِ امروزی را زیر بمبارانِ اخبارِ تلخ، خشک و یکطرفه بگذارند (مشتِ خیلی سفت) مخاطب خفه میشود، کانال را میبندد و میرود. از طرف دیگر اگر مخاطب را کاملاً آزاد بگذارند (مشتِ شل) او به سمتِ رسانههای دیگر میرود یا تحت تأثیرِ روایتهای رقیب قرار میگیرد. پس راه حل چیست؟ "کنترلِ ملایم و اندازهگیریشده مخاطبان"
تحلیل تکنیک پروانهای در مشت
رسانههای حرفهای برای مدیریتِ حضورِ مخاطب، از قاعدهای پنهان پیروی میکنند، مخاطب برای آنان مانند "پروانهای در مشت" است و میدانند اگر با تکرار اخبارِ تند، تلخ و منفی مشت خود را بیش از حد سفت نگه دارند، مخاطب مانند پروانهای تحت فشار، با احساسِ اشباع از پروپاگاندا و خستگیِ خبری، رسانه را ترک میکند و اگر مشت خود را بیش از حد شل نگه دارند، با از دست دادنِ مخاطب روبهرو میشوند. به همین دلیل تلاش میکنند با رعایتِ یک تعادلِ ظریف، مخاطب را برای همیشه در حصارِ رسانهایِ خود نگه دارند.
رسانههای استراتژیک برای حفظِ این تعادل، جدای پرهیز از تکرارِ بیش از حد اخبار منفی، از تکنیکِ "نقدِ مدیریتشده" نیز استفاده میکنند تا به مخاطب اینگونه القا شود که رسانهای که حتی خود را نقد میکند حتما رسانهای مستقل و بیطرف است در حالی که این رسانهها بهصورتِ هوشمندانه در حالِ مدیریتِ میزانِ اعتمادِ مخاطبان هستند؛ مخاطبانی که به تدریج تحتِ تأثیرِ این ریتمِ خبری قرار میگیرند و آن رسانه را در تمامِ ابعاد، رسانهای صادق فرض میکنند و از این پس هر روایتی را از آن رسانه میپذیرند.
نمونه عینی
این الگو در رسانههای بزرگِ بینالمللی بهوضوح قابل مشاهده است؛ مثلاً وقتی کارشناس بی بی سی فارسی تصمیماتِ اقتصادی، مالیاتی یا اجتماعی دولتِ حاکم را نقد میکند در واقع در حالِ اجرایِ همان تکنیکِ "پروانهای در مشت" است. آنها با نقدِ بخشی از حاکمیت، خود را از اتهامِ پروپاگاندا تبرئه و اعتبارِ خود را بازسازی میکنند، اما در عین حال، مرزهایِ نقد را بهگونهای مدیریت میکنند که چارچوبِ اصلی و جهتگیریِ کلانِ رسانه متزلزل نشود. در واقع، این نقدها بیشتر از آنکه ابزاری برای تغییرِ ساختار باشند، ابزاری برای حفظِ مخاطب و کسبِ اعتبار هستند تا مخاطب تصور کند این رسانه همه واقعیتها را میگوید.
چگونه فریب نخوریم؟
هنگامِ مواجهه با اخبار خصوصا از رسانههایی که دشمنی آنان ثابت شده است از خود بپرسید
آیا این رسانه با ارائه نقدهایِ ملایم از خود، در حالِ کسبِ اعتبار و جذب مخاطب است؟
آیا این رسانه با انتشار اخبارِ بسیار خوب از کشورمان، در حالِ مدیریتِ سطحِ هیجانِ و جذب مخاطب ایرانی است؟
یادمان باشد که رسانههای هوشمند، نه با "حقیقتِ محض" و نه با "دروغِ محض"، بلکه با "حقیقتی که در دستانشان جا میشود"، مخاطب را مدیریت میکنند.
هر هفته دو یادداشت کوتاه و تحلیلی از تکنیکهای رسانههای خارجی در خبرگزاری صداوسیمای مازندران؛ تکنیک بعدی که از آن خواهیم نوشت تکنیک "تردمیل" است.
نویسنده: سید رضا کریمی